خرید بک لینک

چشمان تو نورِ ماهِ من بوده و هست
گرمای تنت رفاهِ من بوده و هست

عمریست مرا زنده نگه داشتهای
آغوش تو جان پناهِ من بوده و هست

شاعر: مهدی ملکی الف

برچسب: نویسنده: طاها اسدی‌پور تاريخ: جمعه 4 اسفند 1402 ساعت: 17:43

ای یار؛ میخواهم کمی آرامِ جان باشی
مانند من در عشق و مستی پر توان باشی

بر جان من آغوش گرمَت را ببخشی کاش
آوارهام،،، باید برایم آشیان باشی

تنها تویی پایانِ تنها بودنم بانو
با قلبِ این دیوانه باید همزبان باشی

این شاعر دلداده را لبریز کن از عشق
عمریست میخواهم که با من مهربان باشی

ای یار؛ غرقم کن شبی با موجِ شیدایی
دریایی از عشقی که باید بی کران باشی

شاعر: مهدی ملکی الف

برچسب: نویسنده: طاها اسدی‌پور تاريخ: جمعه 4 اسفند 1402 ساعت: 17:43

بی گمان تا عمر دارم قلب من لبریزِ توستبر وجودِ تشنهی من بارشِ یکریزِ توستذهنِ این دیوانه را عمریست جادو کردهایباز هم مضمونِ شعرم چشمِ سِحرآمیزِ توستفصل سرما حسِ غم دارد، ولی آغوش منجان پناهت در زمستانها و در پاییزِ توستباز دارد روزِ محشر میشود هر جای شهراینکه مردم با تو میمیرند رستاخیزِ توستآمدی تا عشق را در روزگارم حس کنمبی گمان تا عمر دارم قلب من لبریزِ توستشاعر: مهدی ملکی الف

برچسب: نویسنده: طاها اسدی‌پور تاريخ: جمعه 4 اسفند 1402 ساعت: 17:43

صفحه بندی